میتاد
تو بخوانـــــــــــــــــم اکنون....
 
 

 

این روزها غم میشوم


چتـــــــرِ دلم پس میزنم


بی ابـر ، باران میشوم

 

خیس ، خرامان میشوم                     

 

این روز ها مَن میشوم

 

با ضربه ای خم میشوم

 

ناگه   به سان نعره ای

 

سر میکِشم ، غم میکُشم

 

این روز ها مَن میکِشَم

 

این روزها مَن میکُشم

 

آری   مَــــــرد   میشوم

 

این روز ها مَــــرد .....


 

 میتاد



موضوع مطلب :
ارسال شده در: ۱۳۸٩/۳/۱۳ :: ٥:۱٢ ‎ب.ظ :: توسط : میلاد
           
درباره وبلاگ
میلاد
مینشینم اینبار. مینویسم از او. از هر آنچه است به دل. به تماشای رخش. مینویسم از او. و از این برگ ریزان. و از این زمزمه های دم صبح. مینویسم اکنون. از نفسهای بریده. از خیالات شباهنگامم. تو بخوانم هر شب. تو بدانم هر روز. مینویسم اکنون. ×××××××××××× سلام دوستان میلاد هستم بیست و اندی سن دارم اینجا مینویسم از هرچیزی که از ذهنم بگذره حرفه ای نیستم ولی دوست دارم در راهش قدم بردارم نقد پذیرم و اصلی ترین دلیل نوشتم نقد شدن هست ===================== استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است سپاس




RSS Feed