میتاد
تو بخوانـــــــــــــــــم اکنون....
 
 

الان ساعت ٣ بامداد و من هنوز بیدارمو دارم بازی میکنم ،الان میگین بازی؟اینوقت شب؟

 


بیخیال دلم گرفته بود یکم درد و دل کردم ،خواستین گوش کنین

امشب(شب بازی)


               



موضوع مطلب :
ارسال شده در: ۱۳۸٩/٤/٢٩ :: ٢:٤٥ ‎ق.ظ :: توسط : میلاد
           
درباره وبلاگ
میلاد
مینشینم اینبار. مینویسم از او. از هر آنچه است به دل. به تماشای رخش. مینویسم از او. و از این برگ ریزان. و از این زمزمه های دم صبح. مینویسم اکنون. از نفسهای بریده. از خیالات شباهنگامم. تو بخوانم هر شب. تو بدانم هر روز. مینویسم اکنون. ×××××××××××× سلام دوستان میلاد هستم بیست و اندی سن دارم اینجا مینویسم از هرچیزی که از ذهنم بگذره حرفه ای نیستم ولی دوست دارم در راهش قدم بردارم نقد پذیرم و اصلی ترین دلیل نوشتم نقد شدن هست ===================== استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است سپاس




RSS Feed