بی ربطی

تا حالا واست پیش اومده بخوای دیگه کسی بهت مربوط نباشه؟؟

یا به کسی مربوط نباشی؟؟

کسی که زمانی فکر میکردی شاید به دردت بخوره و ازین حرفای مسخره،خیلی فکر ها در موردش میکری ولی فقط غرق دنیای خودش بود و شاید تو گم بودی تو اون همه شلوغی،چیزایی که میبین ازش حالت رو بد میکنه،تو هم بودی مثل من دوست داشتی بهش مربوط نباشی،

گاهی وقتا این فکرا میاد سراغم که خب پس این همه مدتی که میشناختمش چی؟

همه کارایی که با هم انجام دادیم چی؟

خاطره هامون چی؟

این افکار منحرف کننده  رو هم باید یکی یکی از ریشه خشکوند

دارم این کار رو میکنم،پاک پاک خواهم شد از این غبارِ آذار دهنده ی کهنه



به هر حال به نظر تو چطوری میشه به کسی ربط نداشت؟؟



/ 4 نظر / 21 بازدید
مهدی

من این بی ربطیو تجربه کردم،ولی نمیدونم درسته یا نه اینکه یه حدی رو برای دوست داشته شدن و دوست داشتنت مشخص کنی،نمیدونم درسته یا نه ولی من اتجامش دادم که... بهرحال مففق

عطیه

والا حتمن تجربه کردم ولی نه به این صورت یعنی میدونی کوتاه مدت بوده تو این موقعیت کم محلی خیلی کار خوبیه و شاید حس خاصی نباید بهش داشته باشی حتی نفرت

لیلا

اول باید ببینین که احساس اون شخص چیه. اگه ارزش داشت که باهاش همصحبت باشین، باهاش بودن بهترینه... در غیر این صورت، ترکش کنین بقول خودتون، سپاس [گل]

غزال

از خدا بخواه که ربطی بهش نداشته باشی به خدا بگو که از ته دلت اینو میخوای کمکت میکنه،شک نکن